to energize, to power, to invigorate, to enliven, to animate, to encourage, to supply with energy
to energize
to power
to invigorate
to enliven
to animate
to encourage
to supply with energy
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
سخنرانی مربی به کل تیم انرژی داد.
The coach's speech energized the whole team.
صبحانهی سالم به کودکان برای مدرسه انرژی میدهد.
A healthy breakfast energizes children for school.
تشویق مربی به ورزشکاران انرژی داد تا بهتر عمل کنند.
The trainer's encouragement powered the athletes to perform better.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «انرژی دادن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/انرژی دادن